- 1392/03/13 - 08:59
- زمان مطالعه : 6 دقیقه
- /ZwEw
نکاتی چند از نامه های عرفانی اخلاقی امام خمینی(ره) به نزدیکانشان
پسرم! سعی کن اگر از اهل مقامات معنوی نیستی، انکار مقامات روحانی و عرفانی را نکنی که از بزرگترین حیلههای شیطان و نفس اماره که انسان را از تمام مدارج انسانی و مقامات روحانی بازمیدارد، واداری اوست به انکار و احیاناً به استهزای سلوکالی الله که منجر به خصومت و ضدیت با آن شود ...
نکاتی چند از نامه های عرفانی اخلاقی امام خمینی(ره) به نزدیکانشان:
نامه به فرزندشان سید احمد:
"...پسرم! سعی کن اگر از اهل مقامات معنوی نیستی، انکار مقامات روحانی و عرفانی را نکنی که از بزرگترین حیلههای شیطان و نفس اماره که انسان را از تمام مدارج انسانی و مقامات روحانی بازمیدارد، واداری اوست به انکار و احیاناً به استهزای سلوکالی الله که منجر به خصومت و ضدیت با آن شود ...
فرزندم! با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو، اگرچه با قرائت آن، و راهی از آن به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسة شیطان است...
پسرم دعاها و مناجاتهایی که از ائمه معصومین علیهمالسلام به ما رسیده است بزرگترین راهنماهای آشنایی با او ـ جل وعلا ـ است و والاترین راهگشای عبودیّت و رابطه بین حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهی و وسیلة انس با او است و رهآورد خاندان وحی است... وسوسههای بیخبران، تو را از تمسّک به آنها، و اگر توانی از انس با آنها، غافل نکند.
... دوستان خویش را از اشخاص وارسته و متعهد و متوجّه به معنویّات و آنانکه به حبّ دنیا و زخارف آن گرایش ندارند و از مال و منال به اندازة کفایت و حدّ متعارف پا بیرون نمیگذارند و مجالس و محافلشان آلوده به گناه نیست و از اخلاق کریمه برخوردارند، انتخاب کن که تأثیر معاشرت در دو طرف صلاح و فساد اجتنابناپذیر است و سعی کن از مجالسی که انسان را از یاد خدا غافل میکند پرهیز نمایی... پسرم! آنچه مورد نکوهش و سرمایه و اساس شقاوتها و بدبختیها و هلاکتها و رأس تمام خطاها و خطیئهها است حبّ دنیا است که از حب نفس نشأت میگیرد. عالم ملک مورد نکوهش نیست... حبّ به آن، اگر ناشی از حبّ به خدا باشد و به عنوان جلوة او ـ جلّ و علا ـ باشد مطلوب و موجب کمال است و اگر ناشی از حبّ به نفس باشد رأس همه خطیئهها است... هان! آن خطر که در لحظات آخر جدایی از این عالم و کوچ به سوی جایگاه ابدی است، آن است که آن کس که مبتلا به حبّ نفس است و دنبال آن حبّ دنیا... است که در حال احتضار و کوچ بعض امور بر انسان ممکن است کشف شود و دریابد که مأمور خداوند او را از محبوب و معشوق او جدا میکند، با دشمنی خدا و غضب و نفرت از او ـ جلّ و علا ـ کوچ کند و این عاقبت و پیآمد حب نفس و دنیا است... و تو ای فرزندم! از جوانی خود استفاده کن و با یاد او ـ جلّ و علا ـ و محبت به او و رجوع به فطرت الله بزیست و عمر را بگذران و این یاد محبوب هیچ منافات با فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در خدمت به دین او و بندگان او ندارد بلکه تو را در راه او اعانت میکند...
مراقبت و محاسبة نفس در تشخیص راه خودخواهی و خداخواهی از جمله منازل سالکان است... پسرم اکنون با تو که جوانی صحبت میکنم. باید توجه کنی که برای جوانان توبه آسانتر و اصلاح نفس و تربیت باطن سریعتر میتواند باشد... جوان میتواند با آسانی نسبی خود را از شرّ نفس امّاره رها سازد و به معنویات گرایش پیدا کند... پسرم فرصت را از دست مده و در جوانی خود را اصلاح کن... دل بستن به شفاعت اولیا ـ علیهمالسلام ـ و تجرّی در معاصی، از خدعههای بزرگ شیطانی است... پسرم سعی کن که با حقالناس از این جهان رخت نبندی که کار بسیار مشکل میشود. سر و کار انسان با خدایتعالی که ارحمالراحمین است بسیار سهلتر است تا سر و کار با انسانها... و از امور مهمی که لازم است وصیت نمایم، اعانت نمودن به بندگان خدا، خصوصاً محرومان و مستمندان که در جامعهها مظلوم و بیپناهند هرچه توان داری در خدمت اینان که بهترین زاد راه توست... به کار بر و هر چه توانی در خدمت مظلومان... کوشش کن.
نامه به خانم فاطمه طباطبایی (عروس حضرت امام):
"...دخترم سرگرمی به علوم حتی عرفان و توحید اگر برای انباشتن اصطلاحات است ـ که هست ـ و برای خود این علوم است سالک را به مقصد نزدیک نمیکند که دور میکند العلم هوالحجاب الاکبر و اگر حقجویی و عشق به او انگیزه است... چراغ راه است و نور هدایت... و برای رسیدن به گوشهای از آن تهذیب و تطهیر و تزکیه لازم است، تهذیب نفس و تطهیر قلب از غیر او، چه رسد به تهذیب از اخلاق ذمیمه... و چه رسد به تهذیب عمل از آنچه خلاف رضای او ـ جلّ و علا ـ است و مواظبت به اعمال صالحه از قبیل واجبات که در رأس است و مستحبات به قدر میسور و به قدری که انسان را به عجب و خودخواهی دچار نکند ... من قائل بیخبر و بیعمل به دخترم میگویم در قرآن کریم این سرچشمة فیض الهی تدبر کن، هرچند صرف خواندن آن... لکن تدبّر در آن انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدایت میکند...
دخترم دنیا و هرچه در آن است جهنم است که باطنش در آخر سیر ظاهر شود و ماورای دنیا تا آخر مراتب بهشت است که در آخر سیر پس از خروج از خدر طبیعت ظاهر شود و ما و شما و همه یا حرکت به سوی قعر جهنم میکنیم یا به سوی بهشت و ملأ اعلی... غرورها و امیدهای کاذب شیطانی را کنار گذار و کوشش در عمل و تهذیب و تربیت خود کن که رحیل، بسیار نزدیک است و هر روز که بگذرد و غافل باشی دیر است... دخترم آفات زیاد بر سر راه است هر عضو ظاهر و باطن ما آفتها دارد که هر یک حجابی است که اگر از آنها نگذریم به اول قدم سلوک الی الله نرسیدیم...."
نامه به فرزندشان حاج احمد آقا:
"...ای پسر عزیزم احمد ـ سلّمک الله تعالی ـ در این اوراق نظر کن... بدانکه هیچ موجودی از موجودات از غیب عوالم جبروت و بالاتر و پائینتر چیزی ندارد و قدرتی و علمی و فضیلتی را دارا نیست و هرچه هست از او ـ جلّ و علا ـ است، او است که از ازل تا ابد زمام امور را بدست دارد و احد و صمد است. از این مخلوقات میانتهی پوچ و هیچ باکی نداشته باش و چشم امیدی هرگز به آنها مبند که چشم داشتن به غیر او شرک است و باک از غیر او ـ جلّ و علا ـ کفر. پسرم! تا نعمت جوانی را از دست ندادی فکر اصلاح خود باش که در پیری همه چیز را از دست میدهی...
1- صحیفه ی نور، ج 16، ص 224 ـ 209.
2-همان، ج 18، ص 454 ـ 444.
3-همان، ج 20، ص 437.